اندکی صبر سحر نزدیک است

 

نمی خواهم تمام مطالبی رو که می‌نویسم با چاشنی دین همراه سازم. نه از این بابت که مخالف چنین کاری هستم بلکه از این رو که خودم رو مسلط به علوم دینی نمی‌دانم. نوشتن یک چنین مطلبی که احتمالا از قوت و انسجام لازم برخوردار نخواهد بود، ممکن است به دلزدگی مخاطب منجر شود. از همین رو در نوشته هایم اگرچه ممکن است در برخی جاها که اطلاعاتم قد می‌دهد اشاره‌ای جزئی به آیات، احادیث و روایات بکنم اما در اکثر اوقات سعی خواهم کرد تا اطلاعات دینی کاملی درباره آن موضوع ندارم، از دینی کردن یک موضوع خودداری کنم . از مطلب دور نیافتیم می‌خواهم این را در ادامه مطلب اولم بگویم که ما می‌توانیم به جایی که می‌خواهیم برسیم. با هم‌اندیشی، هم‌فکری، گفت‌وگو و تعامل می‌توان زودتر به اهداف رسید. برای شکل گیری چنین فرایندی شکیبایی لازم است. نسل‌های زیادی از همشهریان و هموطنان ما جانفشانی کرده‌اند تا ما به آنچه داریم، رسیده‌ایم؛‌ باز هم تلاش بیشتر لازم است تا به آنچه شایسته جامعه ماست برسیم. ما بیش از همه نیازمند تلاش برای تحکیم زیربناهای فرهنگی هستیم . ما نیاز داریم تا همدیگر را بهتر درک و تحمل کنیم. برای اینکار، درکنار تمرین و ممارست، صبر و تحمل نیاز است. این مطلب را با حکایتی خواندنی از یک نویسنده شهیر یونانی به پایان می رسانم:

نیکوس کازانتزاکیس، نویسنده، شاعر، خبرنگار، مترجم و جهانگرد یونانی   (1883-1957) تعریف می‌کند که در کودکی، پیله کرم ابریشمی را روی درختی می‌یابد، درست زمانی که پروانه خود را آماده می‌کند تا از پیله خارج بشود. کمی منتظر می‌ماند، اما سرانجام‌، چون خروج پروانه طول می‌کشد، تصمیم می‌گیرد به این فرآیند شتاب ببخشد. با حرارت دهان‌اش پیله را گرم می کند، تا این که پروانه خروج خود را آغاز می‌کند. اما بال‌هایش هنوز بسته‌اند و کمی بعد می‌میرد.

کازانتزاکیس می‌گوید: بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود، اما من انتظار کشیدن را نمی‌دانستم. آن جنازه کوچک تا به امروز، یکی از سنگین‌ترین بارها بر روی وجدانم بوده. اما همان جنازه باعث شد بفهمم که فقط یک گناه کبیره حقیقی وجود دارد: فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان. بردباری لازم است، و نیز انتظار زمان موعود را کشیدن و با اعتماد راهی را دنبال کردن که خداوند برای زندگی ما برگزیده است.

/ 0 نظر / 8 بازدید