نکته اخلاقی هفته / دعای خیر مادر

محمد بن على ترمذى*، از علمای ربانى و دانشمندان عارف مسلک سده سوم هجری است. در عرفان و طریقت ، به علم بسیار اهمیت مى ‏داد ؛ چنان که او را "حکیم الاولیاء" مى ‏خواندند. در جوانى با دو تن از دوستانش ، عزم کردند که به طلب علم بروند. چاره ‏اى جز این ندیدند که از شهر خود ، هجرت کنند و به جایى روند که بازار علم و درس ، در آن جا گرم ‏تر است.

 محمد ، به خانه آمد و عزم خود را به مادر خبر داد. مادرش غمگین شد و گفت : اى جان مادر ! من ضعیفم و بى ‏کس و تو حامى من هستى ؛ اگر بروى ، من چگونه روزگار خود را بگذرانم. مرا به که مى سپارى ؟ آیا روا مى ‏دارى که مادرت تنها و عاجز بماند و تو دانشمند شوى ؟ از این سخن مادر ، دردى به دل او فرود آمد. ترک سفر کرد و آن دو رفیق ، به طلب علم از شهر بیرون رفتند.

 مدتى گذشت و محمد همچنان حسرت مى ‏خورد و آه مى ‏کشید. روزى در گورستان شهر نشسته بود و زار مى ‏گریست و مى ‏گفت : من این جا بى ‏کار و جاهل ماندم و دوستان من به طلب علم رفتند. وقتى باز آیند ، آنان عالم‏اند و من هنوز جاهل.ناگاه پیرى نورانى بیامد و گفت : اى پسر!چرا گریانى ؟ محمد ، حال خود را باز گفت.پیر گفت : خواهى که تو را هر روز درسى گویم تا به زودى از ایشان در گذرى و عالم ‏تر از دوستانت شوى ؟ گفت : آرى ، مى‏ خواهم. پس هر روز ، درسى مى ‏گفت تا سه سال گذشت. بعد از آن معلوم شد که آن پیر نورانى ، خضر (ع) بود و این نعمت و توفیق ، به برکت رضا و دعاى مادر یافته است.

 

*تِرْمِذ شهرى کهن در ساحل رود جیحون و در نزدیکى شهر بلخ در جنوب ازبکستان است که در گذشته جزو خراسان بزرگ بوده است.

 برگرفته از وبسایت نیک صالحی به آدرس:

 http://www.niksalehi.com/public/archives/076076.php

/ 0 نظر / 7 بازدید