دلم برای تو تنگ شده است

 

با نزدیک شدن به ماه رحمت الهی قصه تکراری هرسال برایم باز هم تکرار می شود. امسال چهاردهمین سالی خواهد بود که توفیق گذراندن یک ماه رمضان کامل را در زادگاهم نخواهم داشت. از قرار معلوم بازهم باید فقط به مرور خاطرات شیرین دوران نوجوانی و کودکی‌ام بسنده کنم. مدت‌هاست که از نزدیک ذوق و شوق و تکاپوی همشهریانم را برای رفتن به ضیافت خدا ندیده‌ام. صادقانه بگویم دلم برای گذراندن یک ماه رمضان کامل در منطقه تنگ شده است. شور و حال و معنویتی که بر شهر و منطقه حکمفرما می‌شود کم‌نظیر است. کوچه‌ها، مساجد، خانه‌ها، مغازه‌ها، ادارات.... رنگ و بوی دیگری دارد. از طرف دیگری هم ، رمضان امسال برایم متفاوت از سالهای قبل است و به همین خاطر، دلم بیشتر از همیشه برای نشتیفان تنگ شده است. 21 اردیبهشت، دست اجل، پدرم -ستون اصلی خیمه‌گاه زندگی‌ مان - را گرفت و امسال خانواده پدری‌ام برای نخستین بار، در سر سفرهای افطار، حضور گرم پدر را شاهد نخواهند بود. سنگینی عدم حضور آن مرد سفر کرده در کنار مادر و دیگر اعضای خانواده، بیشتر از هرسالی گذراندن ماه مبارک رمضان را در غربت برایم سخت کرده است. با اینکه میدانم موقعیت کاری‌ام این اجازه را به من نخواهد داد که حداقل نیمی از این ایام گرانسنگ را در نشتیفان باشم، اما بازهم امیدوارم که بتوانم ، بیشتر از رمضان‌های قبل در کنار خانواده پدر‌ی‌ام باشم.

 اگر یادتان ماند و باران گرفت دعایی به حال بیابان کنید. التماس دعا

/ 5 نظر / 7 بازدید
حسن چشمی

محمود جان سلام. به محض اینکه با خبر شدم در دنیای مجازی ضنجره باز شده خوشحال شدم و به مراجعه کردم . اما وقتب همان مطلب اولت را خواندم بسیار ناراحت شدم که پدر عزیزت را از دادی . چرا به ما خبر ندادی . به هر حال در این راه که که قدم گذاشتی برایت آرزوی سربلندی دارم.

خدایاری

سلام ، متنتون قشنگ بود و منم برد به عالم بچگی ، خدا پدرتون رو هم رحمت کنه و ان شاء الله سایه مادر همیشه بالا سرتون باشه.

احمد

خدایشان بیامرزد و بر عمر شما طول باعزت بیفزاید حلول ماه مبارک بر شما مبارک

خلیل الرحمن خلیلی پوررودی

خدایشان بیامرزد. ما هم هم درد شماییم جناب بلند اختر . در جست و جوی نوستالژی های زندگی . در دیار غربت و فاصله ده ساله از حضور دائمی در خواف . ماه رمضان آن جا خیلی متفاوت است. معنویت هم در این جا رنگ می بازد . نمی دانیم چگونه روزه بگیریم ؟ برای چی ؟ به چه امیدی ؟ یاد خواف می افتم ؛ معنویت ها هم پر رنگ تر می شود ... یادش بخیر .

عبداله مغزدار رودي

سلام اول برای شما و خانواده محترم آرزوی صبر دارم و برای آن مرحوم بهشت را آرزومندم خدا رفتگان شما و همه مار را بیامرزد آمین من وقتی مطلب شما را خواندم باور کنید اشک از چشمها سرازیر شد چون من هم مثل شما 11 سال است که ماه مبارک را در این غربت می گذرانم و آرزو دارم یک ماه کامل آنجا باشم چون واقعاَ حال و هوای دیگری دارد نماز تراویح - ختم قرآن افطاری دادن در مسجد و ... ولی اینجا هیچی به امید برآورده شدن آرزوهایمان خداحافظ